باران، باران، باران

عمه پري با تنها پسرش خيري زندگي مي كرد. خيري باران را خيلي دوست داشت و شنيده بود كه اگر باران ببارد، زمين زنده و همه جا سبز مي شود. دوست داشت در زير باران از خانه تا دشت بدود. اما يك روز باريد و باريد و آن قدر باران باريد كه سيل خانه عمه پري را خراب كرد و با خود برد. خيري با اينكه از آن همه آب ترسيده بود، اما بعد به آب زد و به دنبال آب دويد تا شايد خانه و اشياي آن را از آب پس بگيرد. در حال رفتن بود كه… .

گروه سنی: 
موضوع کتاب: 
سال تولید: 
نویسنده: 
قیمت: 
210ریال
تصویرگر: 
سیاوش مظلومی پور
قطع کتاب: 
٢١×٢٥ سانتی متر
تاریخ چاپ اول: 
١٣٦٩
شمارگان چاپ: 
٥٠٠٠٠ نسخه
تعداد صفحات: 
١٦ صفحه
فراکد: 
شابک: 
ب827ش300دا