افطار

آن روز براي احمد با روزهاي ديگر فرق داشت، چرا كه روزه گرفته بود و از اينكه همراه پدر و مادر بيدار شده و سحري خورده بودند خيلي خوشحال بود. حال او هم مي توانست مثل بچه هاي ديگر در مدرسه زبانش را به بقيه نشان دهد و به آنها بگويد كه او هم روزه گرفته است. اما در آن روز اتفاقي افتاد كه احمد نتوانست روزه اش را تا افطار نگه دارد. وقتي به خانه برگشت بغض گلويش را گرفته بود و نمي توانست مثل روزهاي پيش به پدر و مادر و خواهر كوچكش نگاه كند، تا وقتي كه صداي ‘‘ربنا‘‘‌بلند شد و ... .

گروه سنی: 
موضوع کتاب: 
سال تولید: 
نویسنده: 
قیمت: 
3,000ریال
طرح روی جلد: 
پرویز حیدرزاده
تصویرگر: 
پرویز حیدرزاده
قطع کتاب: 
١٢×٢٠ سانتی متر
تاریخ چاپ اول: 
١٣٦٨
نوبت چاپ سوم: 
1385
شمارگان چاپ: 
55000 نسخه
تعداد صفحات: 
٢٠ صفحه
شماره ديوئی: 
الف 326 ف 300 دا
فراکد: 
شابک: 
4342432964