اگر مي توانستم ...

پسرك با خود فكر مي كرد كه اگر مي توانست به جاي پاهايش دو تا چرخ داشته باشد، زودتر مي توانست به مدرسه برسد و مجبور نبود آن همه راه را بدود. اما برادر بزرگش به او گفت كه آن وقت چطور از پله ها بالا برود، چطور از جوي آب بپرد و چطور فوتبال بازي كند؟ بهتر است به جاي چرخ به فكر بال و پر باشد. پسرك باهوش هر روز فكر مي كرد كه چقدر بهتر بود اگر شكلهاي عجيب و غريبي مي داشت و مي توانست كارهاي مختلفي انجام دهد. او نمي دانست كه همه اين كارها را مي تواند با داشتن يك چيز انجام دهد. شما مي دانيد؟

موضوع کتاب: 
سال تولید: 
قیمت: 
310ریال
تصویرگر: 
نورالدین زرین کلک
قطع کتاب: 
٢٢×٢٢ سانتی متر
تاریخ چاپ اول: 
١٣٦٣
نوبت چاپ: 
چهارم - ١٣٦٩
شمارگان چاپ: 
١٢٥٠٠٠ نسخه
تعداد صفحات: 
٤٠ صفحه
فراکد: 
شابک: 
الف٤٣ز١٣٠دا