دختر آفتاب و ديو سياه

در كوهستاني بسيار دور، شهري بود كه هميشه تاريك ‏بود، زيرا در آن كوهستان ديو سياهي زندگي مي‌كرد كه ‏آفتاب را فقط براي خودش مي‌خواست. در آن شهر هروقت ‏دختري به دنيا مي‌آمد همه مردم به خانه پدر و مادر آن ‏دختر مي‌رفتند و به آنان تبريك مي‌گفتند. خيلي از مردم ‏دليل اين رسم را نمي‌دانستند، فقط بعضي از پيرمردها و ‏پيرزن‌ها به ياد داشتند كه از زبان پدر مادرهاي خود ‏شينده بودند كه روزي در اين شهر دختري به دنيا مي‌آيد ‏كه فقط او مي‌تواند شيشه عمر ديو سياه را بشكند و ‏آفتاب و مردم شهر را نجات دهد. تا اينكه در دل يك شب ‏مهتابي... .‏
داستان حاضر نوشته نويسنده و شاعر افعاني محمدحسين ‏محمدي، است كه داستان‌هايش را با گويشي فارسي متداول ‏در افغانستان مي‌نويسد. خواندن آثار اين نويسنده ‏جوان گامي است در راهي كه مي‌تواند موجب آشنايي و ‏همدلي بيشتر دو ملت دوست و برادر شود.‏

گروه سنی: 
موضوع کتاب: 
سال تولید: 
قیمت: 
27,500ریال
نويسنده: 
محمدحسين محمدي
تصويرگر: 
محمدرضا لواساني
قطع کتاب: 
‏24×24‏ سانتی متر
تاريخ چاپ اول: 
‏1384‏
شمارگان چاپ: 
‏3000‏ نسخه
تعداد صفحات: 
‏44‏ صفحه
شماره ديوئي: 
ا‎ ‎د‎ 130‎م‎ 352‎د
فراکد: 
شابک: 
9644324846‏